|
مث آينه شكستم ، تو نديدي
صداي شكستنم رو نشنيدي
يادته بهت مي گفتم نمي موني
ديدي آخرش به حرف من رسيدي
پيچكاي باغچه مون خشك شدو پژمرد
خاطرات ما رو توي قصه ها برد
دلي كه حتي به حرفاي تو خوش بود
ديدي آخرش چه جور تو دست تو مُرد
منو دادي به بهانه ، به يه حرف عاشقانه
چه فروختي من و آسون ، زير قيمت هيچ و ارزون
آروم آروم بازي بازي ، زندگيم دادي به بازي
ما كه باختيم و تموم شد ، الهي خودت نبازي
تو نبودي ، تو نديدي ، بغض و هق هق نشنيدي
واسه بودن تو موندم ، تو چه بيخيال پريدي
رفتي و زدي شكستي ، گلدون اقاقيا رو + نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385 13:8 توسط MeLiNa |
|
| ||||||