تبليغاتX
مثل من

مثل من

ميزي براي کار...کاري براي تخت...تختي براي خواب...خوابي براي جان...جاني براي مرگ...مرگي براي ياد...يادي براي سنگ...اين بود زندگي؟؟؟

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385 21:31 توسط MeLiNa |


زمستان

خوبي ديگه تموم شده خوبي ديگه تموم شده منم مثل خودت بدم منم ميخوام دروغ بگم منم دورنگي بلدم کاري به کارت ندارم قصه ي من گلايه نيست طعنه به تو نمي زنم طعنه به ماجرا زدم خوب ميدونم که اين روزا يکي ديگه کنارته مبارکه هم واسه تو هم واسه اون که يارته بيا و خاطراتتو بردارو از اينجا ببر من يادگاري نمي خوام نگو که يادگارته دستتو خوندم عزيزم بازي ديگه تموم شده برو که بي تو پر زدن يه روز آرزوم ميشه ميخوام مثل گذشته ها مهرمو پنهون بکنم حس ميکنم که عاطفم به پاي تو حروم شده

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 21:30 توسط MeLiNa |


+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385 19:21 توسط MeLiNa |


 عشق به شکل پرواز پرندس عشق خواب یه آهوی رمندس من زائری تشنه زیر باران عشق چشمه آبی اما کشندس من میمیرم از این آب مسموم اما اونکه مرده از عشق تا قیامت هر لحظه زندس من میمیرم از این آب مسموم مرگ عاشق عین بودن اوج پرواز یک پرندس ... تو که معنای عشقی

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385 12:4 توسط MeLiNa |


نگاه کن  که در این جا

چگونه جان کسی که با کلام سخن می گفت

 

و با نگاه نواخت

و با نوازش از رمیدن ارامید

به تیر های توهم

مصلوب گشته است.

و جای پنج شاخه ی انگشت های تو

 

که مثل پنج حرف حقیقت بودند

چگونه روی گونه ی او مانده است....

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385 18:44 توسط MeLiNa |


سهم من از شب شايد همان ستاره اي باشد که هميشه پنهان است هميشه هميشه هميشه و يا به قول قاصدکها ستاره ي من همان است که پيدا نيست

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385 11:49 توسط MeLiNa |


راز رسیدن لیلی زیره درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد گل داد.سرخ سرخ.گلها انار شد.داغ داغ هر اناری هزار تا دانه شد.دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود٬دانه ها ترکیدند٬انار ترک بر داشت لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. خون انار رووی دست لیلی چکید٬مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی ست انار دل ترک بخورد

+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385 16:33 توسط MeLiNa |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

یک پنجره برای دیدن..
یک پنجره برای شنیدن..
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش عطر ستاره های کریم سر شار میکند..
ومی شود از ان جا خورشید را به غربت گلهای شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست
من از دیار عروسک ها می ایم....


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385



پیوندها

سان
امیر
مارشال
کوروش" evanescence "
امیر حسین
ارسلان
جواب سوالات تبیان و آفتاب
یادداشت های یک خبرنگار
سلامی به گرمی برف
عاشقانه ترین 7 فیلم تاریخ
تاراش ها
ارش


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS